شنیدن برخی اخبار چنان تلخ و گزنده است که تنها میتوان آرزو کرد واقعیت نداشته باشد، درست مانند خبری که این روزها در خصوص اروپاگردی دو عضو هیئت اجرایی کمیته ملی المپیک دهان به دهان میچرخد! دو عضوی که اگرچه فدراسیونهایشان موفق به کسب سهمیه حضور در پاریس نشدند، اما خودشان علاوه بر حضور در فرانسه، آنهم با ویزای شینگن، سری هم به هلند و آلمان زدند، در شرایطی که ورزشکاری، چون رضا علیپور بابت چندصدم ثانیه کم آوردن و نرسیدن پایش به سکو در پاریس با چشمانی اشکبار از مردم عذرخواهی کرد. ورزشکاری که ۲۱ مدال سنگنوردی جهان را در کارنامه دارد و پربیراه نیست اگر بگوییم افتخارات و مدالهایش از همه سنگنوردان حاضر در المپیک بیشتر است و برای کسب مدال به زمین و زمان زد و همه کار کرد، اما وقتی بهرغم تمام تلاشهایش دستش به مدال نرسید، روی نگاه کردن در چشمان مردم کشورش را نداشت و بارها و بارها با ابراز شرمندگی از آنها عذرخواهی کرد. درست برخلاف آقایانی که نه بابت گشت و گذارهایشان از جیب ملت در سطح اروپا شرمنده مردم هستند و نه بابت حضور بیتوجیهشان در پاریس!
فرق است بین امثال علیپور که تمام زندگی خود را وقف ورزش میکنند تا لحظهای پرچم پرافتخار کشور را بر فراز دنیا به اهتزاز درآورند و شادی را میهمان دل مردم کنند با آقایانی که مسابقاتی، چون المپیک برایشان یک تفریح است. تفریحی که متأسفانه هزینهای هم روی دستشان نمیگذارد! اما آیا رواست که اعضای کمیته ملی المپیک که بدون شک باید بهتر از هر کسی در جریان کموکاستیهای ورزش و ورزشکاران برای حضور در المپیک باشند به جای رفع و رجوع نیازهای ورزشکاران و حمایت از آنها به دنبال گشت و گذار خود باشند، آنهم نه فقط در پاریس، بلکه در سطح اروپا؟! بیتردید آقایان هزار و یک دلیل غیرمنطقی برای حضور افراد اضافه بر سازمان در پاریس ردیف خواهند کرد، حتی اگر شده باشد آقایان مسئول را به جای سرپرست و مربی جا بزنند تا این سفر را از دست ندهند. اما آیا سفر به آلمان و هلند در حالی که همه در فرانسه برای کسب نتیجه تلاش میکنند توجیهی دارد؟
نخستین بار نیست که شاهد حضور افراد متفرقه در کنار کاروان اعزامی ایران به المپیک (یا هر رویداد دیگری) هستیم. گاهی حتی ثابت شده تعداد افراد اضافه بر سازمان از نفرات اصلی کاروان هم بیشتر بوده و در حالی که به هزار و یک بهانه از سروته کاروان زده شده و حتی برخی رشتهها نتوانستند به دلایل مختلف از جمله مسائل مالی کادر فنی خود را بهطور کامل همراه داشته باشند، کوچکترین گزندی متوجه لیست افراد غیرضروری کنار کاروان ورزشی ایران نشده است. افرادی که تنها توجیه حضورشان در رویدادهای مختلف لابیهای قوی است و بس. اما آنچه که اینبار جلب توجه کرده میل و اشتیاق خاص آقایان برای گشت و گذار در سطح اروپا بوده و تنها حضور در پاریس نتوانسته آنها را راضی کند و با ویزای شینگن سری هم به آلمان و هلند زدند تا بهره کافی از این سفر برده باشند! اما تا چه زمانی قرار است نهادهای نظارتی چشم بر این ریختوپاشهای غیرضروری ببندند و شورای تأمین که بنا بر وظیفه، حساسیت خاصی روی خروج ورزشکاران از کشور دارد پرش به پر این آقایان گیر نکند؟ آقایانی که حضور در ورزش برایشان هم فال است و هم تماشا!
اما اگر قرار بود صفر تا صد هزینههای این سفرها از جیب خودشان برود آیا باز هم اینچنین برای حضور در کنار کاروانهای ورزشی ایران سرودست میشکستند؟
بهانه حضور مسئولان در کنار کاروانهای ورزشی عمدتاً دادن روحیه به ورزشکاران است، اما حضور آقایانی که رشته تحت امرشان به المپیک راه نیافته در پاریس هیچ توجیهی ندارد، چه برسد در آلمان و هلند! هرچند که تجربه ثابت کرده حضور اینگونه افراد در این سفرها نیاز به هیچ توجیهی ندارد و صرفاً علاقه آنها به گشت و گذار را میطلبد و بس، علاقهای که به وفور در تکتک آقایان میتوان به وضوح دید!